تحصیل یادگیری

تحصیل یا یادگیری؟

هر دانشجویی در مقطعی از تحصیل خود به این سوال خواهد رسید، که قصد ادامه تحصیل دارد یا میخواهد به بازار کار وارد شود؟

اگر اوایل کارشناسی به این سوال برسید، کار کردن در کنار درس هم جزو گزینه‌های شما محسوب می‌شود.

اما سوال مهم‌تری وجود دارد، که باید قبل از همه این سوالات ابتدا باید به آن پاسخ دهید.

در مسیر رسیدن به چه هدفی هستیم؟ آیا هدفی وجود دارد؟

بعد از جواب دادن به این سوال، باید مسیر رسیدن به این هدف را برای خود ترسیم کنیم. در حقیقت دانشگاه نیست که مسیر یادگیری ما را تعیین می‌کند. بلکه این ما هستیم که متناسب با مسیر زندگی خود، مسیر تحصیلی مناسبی برای خود انتخاب می‌کنیم.

تحصیل یادگیری

چه کسانی کارشناسی می‌خوانند؟

اگر گذرتان به کارآموزی افتاده باشد، متوجه می‌شوید که فضای کاری همبستگی زیادی با فضای درسی دانشگاه‌ ندارد. اخذ مدرک کارشناسی به این معناست، که من مجاز هستم در زمینه ای خاص در حد دانش‌ام اظهار نظر کنم و از این طریق امرار معاش کنم. اما من کارشناس و متخصص نیستم. من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.

به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند. فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیق‌تر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا می‌کند که کسی کارشناسی خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده، سپس تصمیم می‌گیرد به دانش خود در آن حوزه عمق دهد.

و دکتری برای افرادی که رسالت خود را پیش بردن مرزهای علم تعریف کرده اند.

متاسفانه باور غلطی در ایران شکل گرفته است، که تا جایی که توان برای درس خواندن وجود دارد، باید درس خواند، بدون این که به کاربرد این درس در مسیر زندگی و شغلی توجه‌ای بشود.

مقطع کارشناسی

جایگاه ایران در تولید علم

می‌توان گفت که در اطلس جهانی فناوری و تولید محصول، ایران جایگاه مناسبی ندارد و بیشتر مصرف‌کننده دانش است تا تولیدکننده آن. در این شرایط اختراع مجدد چرخ کار عاقلانه ای نیست. زمانی که نتوانسته‌ ایم از علم تولید شده درست استفاده بکنیم، چرا به دنبال هفت دست آفتابه و لگن برویم؟!

اگر هدف شما کار کردن در حوزه ای خاص باشد، باید قبل از تصمیم به ادامه تحصیل و اخذ مدرک کارشناسی ارشد و دکتری، هزینه فرصت زمان خود را محاسبه کنید. شاید هزینه ادامه تحصیل خیلی بیشتر از آورده های آن باشد. البته اگر آورده ای برای بازار کار داشته باشد!

برای مثال می توانید به جای هزاران ساعت وقت گذاشتن و اخذ مدرک دکتری، سال های بیشتری را صرف کسب مهارت و تجربه در حوزه مورد علاقه خود بکنید. به علاوه هر چه دیرتر به بازار کار وارد شوید توانایی شما برای یادگیری از محیط کار کاهش پیدا می‌کند. قطعا یک فوق لیسانس خودش را در حدی نمی‌داند که از یک تکنسین دیپلمه چیزی بیاموزد.

در بازار کار، بسیاری از مدیران کسانی که به صورت تخصصی در یک رشته کارشناسی ارشد یا دکترا خوانده اند را Overqualified می دانند. به عبارتی معتقدند توانمندی آنها بیشتر از نیاز سازمان است و به خاطر این تحصیل بیشتر، باید «حقوق» و «امتیازهای بیشتر» را برای ایشان در نظر بگیرند که طبیعتاً مدیران به این کار تمایلی ندارند.

البته منظور ما در این جا از بازارکار، بازارکار بخش خصوصی است. بازارکار بخش دولتی که قصه دیگری دارد.

اگر هدف کار کردن در بخش خصوصی هم باشد، ادامه تحصیل می‌تواند گزینه مناسبی باشد. برای مثال اگر شما در کنار مدرک مهندسی خود یک مدرک مدیریتی هم داشته باشید، می‌تواند به شما در بالارفتن از صندلی‌های مدیریتی کمک کند.

برای این که احساس بهتری نسبت به درس و ارتباط آن با بازارکار داشته باشید، بد نیست نگاهی به آمار انصرافی‌های سال‌های اخیر دانشگاه‌های مطرح کشور بیاندازید.

در نهایت این انتخاب شماست که نظریه پرداز دانشگاهی باشید و یا صنعتگر پیشرو. ولی تجربه دنیا نشان داده است که بزرگترین تغییرات اقتصادی و مدیریتی را نه دانشگاهیان نظریه پرداز، بلکه صنعتگران ایجاد کرده اند.

ارسال دیدگاه

به دلیل اختلالات اینترنت و شرایط کشور، گیمین 2022 تا اطلاع ثانوی به تعویق افتاد. ثبت نام